کدام بهار آمد و يادی سرخ از خود به جا گذاشت

   می خواهم از سرخ نگویم

   مگرشقایق ها سرخند
85_12_24_rose.jpgShowImage.asp?BaseID=Goods&Code=1872

ارغوان ها

ارغوانی؟

می خواهم از سرخ نگویم

چکاوکی یافت می شود

که بر بوته ای سرخ

بی هراس بخواند؟

کدام بهار آمد و

یادی سرخ

از خود به جا نهاد؟

تو فکر می کنی

دخترک روستایی

تلخ نمی رقصد

و از تاب پاچین گل گلی اش !؟

غم تکانده می شود؟

من فکر می کنم

باید از سرخ بخوانم

تا گل های کوچک وحشی

بیابان ها را

 رنگی ابدی ببخشند

141_34A.jpg

تا قطرات قرمز

بی فایده نریزند

ای سرخ!

ای تناور!

که به خون ات تلخ کرده اند

می خواهم از سرخ نگویم

سرخ را اما

فواره زن

بر سینه ی جوان تو می بینم.

                                                         بهار ۱۳۷۸ م . ش    

/ 0 نظر / 24 بازدید