تولد

دشنه ها عریانند

سینه ها خون افشان

در مه تیره یاس

پرسشی از مژه

آویخته ام :

-پس چه سان باید زیست؟

زندگی میخواند :

با صدای خوش بال دو کبوتر در اوج                      

دوقناری در خون

-مرگ یک آزاده.

گرچه تلخ است ولی

مرگ آزادی نیست

۲۹/۱۲/۶۹

 

  
نویسنده : موسی شیرزایی( م . ش) ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٥